*
*
*
*

This free script provided by danlod.com (amirxp)

آمار وبلاگ....

تا همیشه با من باش . ای همه ی هستی من . هستیم رو ازم نگیر حرف رفتن رو نزن . حرف رفتن رو نزن




تقصیر تو نبود

خودم نخواستم چراغ ِ قدیمی خاطره ها

خاموش شود

خودم شعرهای شبانه اشک را

فراموش نکردم

خودم کنار ِ آرزوی آمدنت اردو زدم

حالا نه گریه های من دینی بر گردن تو دارند

نه تو چیزی بدهنکار ِ دلتنگی ِ این همه ترانه ای

خودم خواستم که مثل زنبوری زرد

بالهایم در کشکش شهدها خسته شوند

و عسلهایم

صبحانه کسانی باشند

که هرگز ندیدمشان

تنها آرزوی ساده ام این بود

که در سفره صبحانه تو هم عسل باشد

که هر از گاهی کنار برگهای کتابم بنشینی

و بعد از قرائت بارانها

زیر لب بگویی

یادت بخیر! نگهبان گریان خاطره های خاموش

همین جمله

برای بند زدن شیشه شکسته این دل بی درمان

کافی بود

هنوز هم جای قدمهای تو

بر چشم تمام ترانه هاست

هنوز هم همنشین نام و امضای منی

دیگر تنها دلخوشی ام

همین هوای سرودن است

همین شکفتن شعله

همین تبلور بغض

به خدا هنوز هم از دیدن تو

در پس پرده باران بی امان

شاد می شوم

پی نوشت:

سلام به دوستای مهربونم، حالتون چطوره؟ دلم واسه همتون تنگ تنگ شده ، امتحانات تموم شد، اما خیلی جالب نبود، اصلا راضی نیستم، شماها چی کار کردین؟امیدوارم که همتون موفق باشین و همه ی روزهای زندگیتون سرشار از شادی و سلامتی و آرامش باشه. مواظب خودتون باشین . می یام پیشتون .....




بازهم این چنین آشفته ام و می دانم که آرامشی در پی نیست
ای کاش که حتی برای لحظه ای چند آرامشی قبل از طوفان وجودم را فرا می گرفت
بی قرار پرسه می زنم رویاهای شیرینمان را
اما این بار بی حضور تو
عادت کرده ام به این سفر هر روزه ام
این روزها دگر چشمم نمی گرید
این روزها دلم می گرید
کاش کسی بود تا چتری می شد برای دل بارانی من
نمی دانم که دغدغه ذهن تو این روزها چیست
اما مدام دلشوره های عجیب دیوانه ام می کند
سست و خسته و خموده ام
بی اختیار برایت می نویسم
چرا که طاقتی دیگر برایم نمانده است
می دانم که این بار هم پاسخی برای حرفهای من نیست
اما آرام می شوم حتی اگر بدانم که حرفهایم خوانده می شود از جانب تو
حرفهایم بی پاسخ ماند
نگاهم در تاریکی پوسید
و بغض راه گلویم را بست
و قلبم سرد شد
و ذهنم آب شد، همه چیز در درونم از هم گسست جز حضور تو
تنها به من بگو تا به کی نامه های بی جواب را در گنجینه این خانه بسوزانم.....

پی نوشت:

سلام دوستای مهربونم. امیدوارم که حال همتون خوب خوب باشه . می دونم که فصل امتحاناته و بیشتر دوستام درگیر و مشغول درس خوندن هستن. امیدوارم که با موفقیت این دوران به پایان برسه. منم از ٢٨ ام امتحانام شروع میشه. احتمالا تا ١٣ بهمن دسترسی به نت نداشته باشم.مواظب خودتون باشین . یادتون نره که دوستون دارم و برام دعا کنین که حالم بد نشه که نتونم درس بخونم. شاد شاد شاد شاد باشین. به خدای مهربون می سپارمتون.




 

بی تو طوفان زده دشت جنونم

صید افتاده بخونم

تو چسان می گذری غافل از اندوه درونم ؟

بی من از کوچه گذر کردی و رفتی

بی من از شهر سفر کردی و رفتی

قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم،

تا خم کوچه بدنبال تو لغزید نگاهم،

تو ندیدی!

نگهت هیچ نیفتاد براهی که گذشتی .

چون در خانه ببستم ،

دگر از پای نشستم ،

گوئیا زلزله آمد ،

گوئیا خانه فرو ریخت سر من

بی تو من در همه شهر غریبم

بی تو کس نشنود از این دل بشکسته صدائی

برنخیزد دگر از مرغک پر بسته نوائی

تو همه بود و نبودی ، تو همه شعر و سرودی

چه گریزی ز بر من ؟

که ز کویت نگریزم

گر بمیرم ز غم دل ،

به تو هرگز نستیزم

من و یک لحظه جدائی ؟

نتوانم ، نتوانم

بی تو من زنده نمانم .....

پی نوشت:

فقط سلام